پایگاه مقاومت بسیج شهدای بی مزار
 
یکشنبه 27 آبان 1397 -

رای به سایت :
391
محبوب
صفحه نخست ›› حماسه و پایداری ›› حوزه 252 طه ›› پایگاه مقاومت بسیج شهدای بی مزار
1
محبوب  
رای به خبر :
کوچ بدون بازگشت
دیدار با مادر شهید، محمدصادق صادقی

کوچ بدون بازگشت

در یکی از روزهای هفته دفاع مقدس دیداری داشتیم با یکی از مادران شهدای محل. مادری که هنوز چشم به راه فرزندش است و با وجود بیماری و پرستاری از پسر بیمار خود، با روی باز پذیرای گروه ما شد.
calendar
تاریخ : 1397/07/14 - 13:29

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج شهدای بی مزار  حوزه 252 طه  ناحیه مقاومت بسیج حبیب بن مظاهر ، در یکی از روزهای هفته دفاع مقدس دیداری داشتیم با یکی از مادران شهدای محل. مادری که هنوز چشم به راه فرزندش است و با وجود بیماری و پرستاری از پسر بیمار خود، با روی باز پذیرای گروه ما شد.

زندگینامه

در روستای داراب از توابع شهرستان سراب و در زمستان متولد شد و نامش را محمد صادق نهادند. او دومین پسر از خانواده صادقی بود که چهار پسر دیگر داشتند.در دوسالگی همراه پدر و مادر و برادرانش به تهران مهاجرت کردند و از حدود 51 سال پیش در همین منطقه هفده ساکن هستند.  پدر شهید، ده سال پس از هجرت فرزندش دار فانی را وداع می کند و از آن سال، مادر به تنهایی این غم را  سینه دارد. علاوه بر آن، مادر شهید رنج بیماری فرزند کوچکترش را نیز بر دوش می کشد. فرزندی که مادر، پرستاری از او را خود بر عهده گرفته است. پسر بزرگ حاج خانم هم جانباز دفاع مقدس است . حاج خانم در خاطره ای نقل می کند: " وقتی پسر بزرگشان در جبهه های جنگ حضور داشت، برای دو ماه هیچ خبری از ایشان به خانواده اش ارسال نشد و به همین دلیل ایشان با وجود بارداری خود به دنبال پسرش در سنندج می رود اما باز هم خبری نمی یابد تا اینکه بعد مدت ها ایشان که به شدت مجروح شده بود، به تهران منتقل می شود. مجروحیتی سخت که هنوز ایشان را آزار می دهد."

ویژگی های شخصیتی شهید

مادر شهید، محمدصادق را پسری بسیار ارام و خداشناس توصیف می کند.

حاج خانم صادقی در خاطره ای از شهید خود عنوان می کند: " زمانی که اجناس کوپنی بود ، خانواده شهید مغازه ای داشتند که هم اکنون نیز دایر است. او تک تک زنگ همسایه ها را زد تا زودتر از خانواده خودش، مایحتاج کوپنی خود را از مغازه آنها تهیه کنند." البته این خصوصیت شهید را می توان در تاکید پدر بر کسب روزی حلال دانست. در خاطره ای دیگر: " در زمان  کودکی شهید،  پدر ایشان پولی که پسرش در خیابان پیدا کرده بود و به پدرش داده بود تا صاحبش را پیدا کند تا قم نزد یکی از علمای آن زمان می برد تا تحویل ایشان دهد و آن عالم نیز به ایشان می گوید که پول را به فرزندش بدهد تا آن را در جای قبلی خود قرار دهد." و یا در خاطره ای دیگر: " پدر شهید در زمان جنگ خیلی به جبهه ها کمک می کرد که البته تنها مادر شهید از آن خبر داشت و وقتی مادر شهید از نیاز فرزندانش به پول می گفت، پدر شهید از واجب تر بودن کمک به جبهه ها می گفت."

کوچ بدون بازگشت

35 سال پیش در حالی که پدر و مادر شهید برای زیارت عازم سوریه شده بودند، محمد صادق از آموزشی به خانه می آید و در نبود پدر و مادر و بدون اینکه فرصتی برای خداحافظی و آخرین دیدار بیابند، به جبهه ها اعزام می شود. اعزامی بدون بازگشت که ایشان را  آسمانی می کند. محمد صادق از سپاهیان لشکر 27 محمد رسول الله در عملیات خیبر و در جزیره مجنون درکنار فرمانده اش شهید همت و همرزمان دیگرش، به فیض شهادت نایل می شود و از آن زمان هیچ خبری از پیکر مطهرش به خانواده اش نرسیده است.

انتظار

از همان 35 سال پیش تاکنون، مادر شهید انتظار خبری از فرزندش را می کشد. ایشان می گوید: " تا زمانی که حکومت صدام بود، من احتمال میدادم پسرم اسیر جنگی باشد و انتظار بازگشتش را میکشیدم . اما پس از سقوط صدام، من اطمینان یافتم که پسرم شهید شده است و منتظر بازگشت پیکرش بوده ام.

 

خواب شهید

مادر شهید یکی از خواب هایش را این گونه تعریف می کند: " در خواب دیدم محمد صادق آمده و مردم در تمام خیابان ها برای دیدن او گرد آمده اند. به نحوی که من هر کار می کنم تا در میان جمعیت راهی باز کنم و به او برسم نمی توانم."

سخن آخر

مادر شهید با وجود تمام سختی هایی که ارمغان انتظاری 35 ساله است، می گوید: " در همه این سالها، هیچ گاه از رفتن پسرش ناراضی نبوده است."

برای این مادر صبور و فرزند بیمار ایشان، آرزوی صبر و سلامتی کامل داریم.

 



انتهای پیام /
کدخبرنگار: 5001







مطالب مرتبط