تاریخ : شنبه 16 تير 13:25
کد خبر : 700987
سرویس خبری : دین و اندیشه
 

داستانی از نوع انفاق یک نانوا

داستانی از نوع انفاق یک نانوا

خداوند منان در قرآن کریم به مومنین دستور داده است، از اموالی که به دست می آورید، انفاق کنید اما این بخشش و بزرگی زمانی زیباست که بی منت و با اخلاص کامل باشد که اگر چنین نباشد مورد قبول درگاه الهی واقع نمی گردد.

خداوند سبحان در سه آیه از قرآن کریم، از اسراف در انفاق نهی به عمل آورده است. مراد از اسراف همین است که عرض شد.
۱٫ « وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» یعنی حق زراعت را روز درو بپردازید و اسراف نکنید، همانا خداوند مسرفین را دوست ندارد.(انعام/۱۴۱)
مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد: “لاتسرفوا” یعنی تمام آن را صدقه ندهید که برای اهل و عیالتان چیزی باقی نماند، آن گونه که (ثابت بن قیس) عمل کرد؛ زیرا او محصول پنجاه درخت خرما را چید و تمام آنرا صدقه داد و چیزی از آنرا برای عیالش به خانه نبرد.(مجمع البیان، ج۴، ص۳۷۵)
۲٫ « وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا » یعنی بندگان خدا کسانی اند که وقتی انفاق می کنند، نه اسراف می نمایند و نه بخل می ورزند و حد میانه را در آن رعایت می کنند.(فرقان/۶۷)

انفاقات واجب، آشکار پرداختن آن بهتر است، و در انفاقات مستحب، پنهانی پرداختن آن سفارش شده است.

۳٫ و همچنین قرآن کریم می فرماید: « وَلا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَلا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» یعنی دستت را بسته به گردن خود قرار مده (یعنی بخل مورز) و آن را به تمامی باز نکن، تا در نتیجه بنشینی در حالی که ملامت شوی و دستت از همه چیز کوتاه شود.(اسراء/۲۹)
مرحوم طبرسی ذیل این آیه نقل می کند: زنی پسرش را به حضور رسول گرامی(صلی الله و علیه وآله) فرستاد و گفت: به پیامبر بگو: مادرم از شما زرهی می طلبد و اگر فرمود: اکنون چیزی در نزد ما نیست، بگو: مادرم جامه شما را می خواهد. آن پسر آمد و آنچه مادرش گفته بود به عرض رسول گرامی رساند و آن حضرت نیز لباس خود را در آورده و بدو دادند. پس از این ماجرا آیه مذکور نازل شد. گفته شده که نبی اکرم بعد از این واقعه در خانه باقی ماند و جامه ای که خود را با آن بپوشاند، نداشت و لذا نتوانست از منزل خارج شده، برای نماز به مسجد برود و از این رو کفار حضرت را ملامت کردند و گفتند: محمد مشغول خواب شده و از نماز غفلت کرده است. (همان، ج۶، ص۴۱۱)

شرایط انفاق را رعایت کنید

یکی از آداب مطرح در مورد انفاق، کیفیت پرداخت آن است که باید چگونه آن را پرداخت کنیم.
با توجه به این که انفاقات و صدقات به واجب و مستحب تقسیم می گردد، در بیانات دینی به این نکته اشاره شده که در انفاقات واجب، آشکار پرداختن آن بهتر است، و در انفاقات مستحب، پنهانی پرداختن آن سفارش شده است. از همین رو در قرآن کریم حق تعالی می فرمابد: «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُوْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر»،[البقره،۲۷۱]؛ «اگر (به مستحقان) آشکارا صدقه دهید کارى نیکوست، لیکن اگر در پنهانى به فقیران (آبرومند) رسانید براى شما نیکوتر است و خدا (به پاداش آن) برخى از گناهان شما را محو و مستور دارد، و خداوند از (آشکارا و نهان) آن چه مى  کنید آگاه است.»

امام صادق علیه السلام در رابطه با این آیه شریفه فرموده اند: «هِیَ سِوَى  الزَّکَاةِ؛ إِنَّ الزَّکَاةَ عَلَانِیَةٌ غَیْرُ سِرٍّ» [کافی،ج۲،ص۲۲]؛ «آن صدقات، جز زکات است؛ که باید زکات را علنی و آشکارا داد نه پنهانی»
پرداخت آشکار انفاق واجب، حسنش این است که باعث تشویق دیگران و یک نوع تبلیغ عملى، و رفع تهمت بخل از انسان و این که به وظیفه واجب خود عمل نکرده است می گردد. و کسی که انفاق را مخفیانه و پنهانی انجام دهد آثاری هم برای شخص انفاق کننده و هم برای کسی که آن را دریافت می کند دارد:

زمانی اکرام در انفاق محقق می شود که کسی نفهمد حتی کسی که انفاق را دریافت می کند، به همین علت است که در روایات آمده: «… فَإِذَا تَصَدَّقَ أَحَدُکُمْ بِیَمِینِهِ فَلْیُخْفِهَا عَنْ شِمَالِه » [مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۷، ص: ۱۸۲]؛ «به نحوی انفاق کنید که اگر با دست راست انفاق کردید دست چپ با خبر نشود» مقصود از دست چپ و راست این است که نه تنها دیگران نفهمند خود گیرنده هم نفهمد.»

اما  اثرش نسبت به دریافت کننده انفاق، این است که:
۱- «آدمى از ریا و منت و اذیت دورتر است، چون فقیر را نمى  شناسد، تا به او منت گذارد، و یا اذیت کند.»[ المیزان،ج۲، ص۶۱۰] ۲- باعث حفظ آبروی فقیر و حفظ کرامت او می گردد که «هدف از انفاق اطعام نیست بلکه اکرام است لذا به انفاق سّری توصیه شده است، زمانی اکرام در انفاق محقق می شود که کسی نفهمد حتی کسی که انفاق را دریافت می کند، به همین علت است که در روایات آمده: «… فَإِذَا تَصَدَّقَ أَحَدُکُمْ بِیَمِینِهِ فَلْیُخْفِهَا عَنْ شِمَالِه » [مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۷، ص: ۱۸۲]؛ «به نحوی انفاق کنید که اگر با دست راست انفاق کردید دست چپ با خبر نشود» مقصود از دست چپ و راست این است که نه تنها دیگران نفهمند خود گیرنده هم نفهمد.» [آیة الله جوادی آملی در تفسیر آیات ۲۹ تا ۳۲ سوره فاطر]

انفاقی که سودی ندارد

نکته ی دیگری که در باب انفاق باید مورد توجه قرار گیرد این است که بدون منت باشد انفاق اگر با آزار و اذیت و منت گذاری همراه باشد، هیچ سودی به حال انسان نخواهد داشت.
خدای سبحان مومنان را مورد خطاب قرار داده می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالأذَى…؛ (بقره۶۶۲) ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید!»
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که: «هر کس به مومنی خوبی کند پس از آن؛ او را با سخن ناهنجار خود، برنجاند و یا بر او منت گذارد، صدقه خود را باطل کرده است.» (ترجمه المیزان، ج۲، ص ۸۱۶)

کار جالب یک نانوا/ داستان

مرحوم علامه سید محسن امین نقل کرده است: وقتی در نجف اشرف پولم تمام شد و از جهت معاش بشدت در مضیقه افتادم، یکی از رفقا به من گفت: مردی است بنام حاج احمد ایرانی که روبه روی درب قبله صحن شریف، دکان نانوائی دارد و به طلبه ها نسیه نان می دهد، من رفتم درب دکان او و نان گرفتم و او مطالبه پول کرد، گفتم: نسیه حساب کن، او چون این را شنید، از گوشه مغازه چوب خطی آورد به من داد و گفت: هر وقت نان خواستی این چوب خط را همراه خود بیاور. او به هر طلبه ای یک عدد از این چوب ها داده بود و هر چه نان به او می داد، یک خطی به آن چوب می کشید، اتفاقاً یک روز چوب خط از جیبم که سوراخ شده بود، افتاد و گم شد. من فکر می کردم چگونه نزد حاج احمد بروم، با هزار فکر و خیال و ترس و نگرانی از اینکه اگر گم شدن چوب خط را به او بگویم ناراحت شده و دیگر به من نان نخواهد داد، با من دعوا و ناراحتی خواهد کرد.

بالاخره نزد او رفتم چون چوب خط را خواست، گفتم: گمشده است. آن مرد خدا دوست و خیر بدون کوچک ترین ناراحتی از من پرسید: به نظرت چند خط روی آن کشیده شده بود؟ گفتم: نمی دانم، گفت: تقریباً چقدر حدس می زنی؟ من تعدادی را حدس زدم، او چوب دیگری را به آن تعداد خط زده و به من داد و گفت: دقت کن اینبار گم نکنی، خداوند این مرد مومن و مهربان و خوش اخلاق را مأمور کرده برای رفاه حال طلبه ها. (با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)
مشو خودبین که نیکی با فقیران          نخستین فرض بوده است اغنیاء را (پروین اعتصامی)



سامانه متمرکز فضای مجازی سپاه تهران بزرگ